نوشته های یک دوچرخه سوار

در آرزوی جهانگردی با دوچرخه

استاد علیرضا اذر

خیلی دوست داشتم ببینمش 

بیشتر از دوسال پیگیر بودم 

پیگیر اینکه بتونم ببینمش بهش بگم شعرات عالیه

ببینمش و ذوق کنم 

ذوق اینکه چقدر ادم میتونه عاشق یه نفر باشه 

که این عشق نه از حضور بوده و نه از گرمای بودنش کنارت

این عشق کتبی بوده ، انگاری شعراش باهات درد و دل میکنه

انگاری صداش میگیرتت تو اغوشش و ارومت میکنه 


انگاری عشقه !

ن خوده عشقه 


یه تیکه از حکایت و اتفاقات دیدار با استاد علیرضا اذر عزیز


--

اولش باورم نمیشد ک دیدمش 

کلی حرف زدم باهاش کلی گپ ...

کلی قول گرفتم ازش 

و هرچی ک گذشت رو گفتم بهش 

دست مرا خواهد گرفت 

و من این صخره  را فتح خواهم کرد ..


ی مسافرت چند روزه ام با استاد در پیش دارم ترکم صحرا ♥

فــــ . میم
۱۷ خرداد ۹۶ , ۰۲:۰۳
خوش بحالتون 
چه سعادتی :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دانشجو رشته گرافیک
#طراح_سایت
دوچرخه سوار علاقه مند به ادبیات و روانشناسی
👨‍💻👨‍🎨🏊‍♂️🚴‍♂️📚✍️