سطر های دلنشین

سایت شخصی سجاد پورجعفری

کتاب شاید عروس دریایی اثری از الی بنجامین

چه کسی می‌داند، شاید آخرین روز هر کس، روز مرگش نباشد؛ بلکه آخرین‌باری باشد که دیگران درباره‌ی او حرف می‌زنند. شاید وقتی می‌میری، واقعاً ناپدید نمی‌شوی؛ بلکه تبدیل به سایه‌ای سیاه و بی‌نقش‌ونگار می‌شوی که فقط طرح کلی‌اش قابل تشخیص است. به مرور زمان که مردم فراموشت می‌کنند، شبح تو تاریک‌تر می‌شود، تا آخرین‌باری که کسی روی این سیاره نامت را به زبان می‌آورد. آن‌وقت است که آخرین ویژگی چهره‌ات، کک‌ومک روی بینی‌ات، یا حالت قبلی لب‌هایت، محو می‌شود.
اگر این مسئله حقیقت داشته باشد، دلیل خوبی است تا یاد دیگران را بعد از مرگ زنده نگه داریم. چون هیچ‌وقت نمی‌دانیم آخرین‌باری که نامشان را به زبان می‌آوریم، چه وقت است؛ و بعد، او برای همیشه ناپدید خواهد شد.

| شاید عروس دریایی/الی بنجامین |

اشعار حاتمه ابراهیم زاده

از دردهای بیداری
به خواب پناه می بریم
با مشتی پر از قرص های خواب آور
غافل از آنکه کابوس ها
ردپاهایمان را دنبال می کنند
و به خواب هایمان می رسند ...

| حاتمه ابراهیم زاده | 

شعر راجب دوچرخه

من و دوچرخه ام...
می خواستیم فاصله ها را نابود کنیم...
دنیا را فتح کنیم...
همه چیز نصیب ما شود...
حتی...حتی چشم هایت... روز ها و شب ها را رکاب زدیم...
فاصله ها را... اما...تنها چیزی که نصیبمان شد...
دستی بود که برای وداع تکان میخورد در هوا...دور از ما...
من و دوچرخه ام برای جنگ با تو و این کشتی غول پیکر...
چیزی نداشتیم جز دست های کوچک خالی...

| نسرین علی زاده | 

اشعار مهسا جلال

ولی واقعا من همیشه اینجوری بودم که وقتی یکی ناراحتم میکرد به جای تلافی کردن یا گله کردن، خودمو براش کمرنگ‌تر میکردم.
یعنی چی؟
یعنی اینکه هر بار می‌شکستم درصد کمتری از من درگیرِ اون آدم میشد. مثلا بعضیا دیگه اصلا منو ندارن ولی خودشون نمیدونن...

| مهسا جلال |

دوستت دارم مثل اولین حس گرم لمس دستات

"دوستت دارم"
مثلِ اولین حسِ گرمِ لمسِ دستانت؛
همانقدر آرام...
همانقدر شرمگین...
و همانقدر پر شور...
من تو را تا به ابد
همانقدر بی نظیر
دوست خواهم داشت..

| نیلی ق | 

عاشق شدن دست ما نیست

عاشق شدن دست ما نیست.
هیچ احساسی در دستان ما نیست.
احساسات، درست مثل یک حادثه اتفاق می‌افتند.
ناگهانی و بی خبر.
اما اگر آگاه باشید که رابطه‌ی سالم و رفتار سالم چیست میتوانید متوجه شوید وقتی رابطه‌ای بیمارگونه جلو میرود و در رابطه احساس میکنید بی‌ارزش میشوید، کم کم احساساتتان هم تغییر میکنند.
شروعِ احساسات در دستان ما نیست.
تغییر احساسات هم در دستان ما نیست.
اما سالها انکارِ تغییرِ احساساتمان در دستان ماست.
اگر احساسی به وجود آمد و رابطه‌ای را شروع کردید، شواهد رفتاری و احساسِ باارزش بودنتان را مشاهده کنید و در مقابل شواهدِ واقعی تسلیم باشید تا اگر تغییری به وجود آمد، بتوانید بدون انکار با آن مواجهه شوید و تصمیمات سالمی برای باقی راه‌تان بگیرید.

| پونه مقیمی | روانشناس

دوست من سلام امیدوارم حالت عالی باشه، سجاد هستم یک وبلاگ نویس قدیمی ..
.
.
علاقه مند به ادبیات/تکنولوژی/روانشناسی
اهل ورزش مخصوصا دوچـرخـه سـواری (:
.
.
.
[ این وب سایت سرچشمه درون من است ]